Live.rouhani96.ir | پخش زنده

مصطفي معين در گفت‌وگو با «آرمان ملي»:

دانشجويان جوشش انتخاباتي ايجادکنند

مصطفي معين که خود تجربه کانديداتوري رياست‌جمهوري در سال 84 را در کارنامه دارد، پيامهاي مهمي براي مردم در همين يک روز باقيمانده تا انتخابات دارد، هم براي دانشجويان هم مرددين و تحريمي‌ها.  او مي‌گويد: ما پنج ميليون دانشجو داريم اگر فعال و با انگيزه باشند مي‌توانند به آرا اضافه شوند و هر کدام اگر يک نفر را به جمع خود اضافه کنند مي‌شود 10 ميليون. اگر خانواده و بستگان خود را فعال کنند جوششي بزرگ در جامعه ايجاد خواهد کرد. گفت‌وگو را بخوانيد:

 

شمارش معکوس انتخابات آغاز شده شده است، پيام شما به تحريمي‌ها و مرددين چيست؟

براي ترديد و گلايه هميشه فرصت هست! بعد از اينکه دولت شايسته‌تر و رئيس‌جمهور شايسته‌تر انتخاب شد، باز فرصت براي فکر کردن،  بحث و  نقد کردن داريم؛ اما در اين فرصت زودگذر ترديد ما ممکن است باعث يک تراژدي انتخاباتي و فاجعه براي کشور شود، کشور را در معرض تهديد، پس‌رفت و بازگشت به گذشته و يا خداي ناکرده امنيت ملي ما را به لحاظ مشکلات داخلي يا خارجي در معرض مخاطره قرار دهد.

چطور مي‌شود جامعه خاکستري را در اين دقايق طلايي باقيمانده تا انتخابات پاي صندوق آورد؟

تحريمي‌ها همه از يک جنس نيستند و گرايشهاي مختلف و خاستگاه‌هاي اجتماعي مختلفي دارند. آن دسته‌اي که به خاطر فقر فرهنگي، فقر اقتصادي و معيشتي که متاسفانه دامنگير بخش مهمي از جامعه روستايي و حتي شهري ما شده و آنها را زير خط فقر قرار داده و  بيشتر آن ميراث دولت گذشته است، ممکن است از سر نااميدي پاي صندوق نيايند و بگويند چه سودي دارد هر بار رفتيم و نتيجه‌اي نگرفتيم. بايد به اين دسته آگاهي داد و برايشان توضيح داد که اگر پاي صندوق نرويد وضعتان بدتر خواهد شد، نه تنها مساله فقر، بلکه ممکن است امنيت شما و کشورتان هم از دست برود. آگاهي دادن به اين قشر از طريق مطبوعات و يا فضاي مجازي امکانپذير  نيست، تنها راه آن صحبت با زبان ساده، قابل فهم و چهره به چهره در گذرگاه‌ها، چهارراههاي حاشيه شهرها و روستاهاست. ما پنج ميليون دانشجو داريم اگر فعال و با انگيزه باشند مي‌توانند به آرا اضافه شوند و هر کدام اگر يک نفر را به جمع خود اضافه کنند مي‌شود 10 ميليون. اگر خانواده و بستگان خود را فعال کنند جوششي بزرگ در جامعه ايجاد خواهد کرد. احساس من اين است که دانشجويان ما آنگونه که بايد در ستادها و عرصه انتخاباتي همچون سالهاي 88 و 92 فعال نيستند. پاي سخنراني مي‌آيند اما احساس مسئوليت براي حضور در ميان مردم و گفت‌وگو ندارند. من نگران هستم و بايد اين پتانسيل عظيم دانشجويي را در همين مدت کوتاه باقيمانده فعال کرد. تا دير نشده بايد اين اتفاق بيفتد. آرايي که به سبد اصولگرايان ريخته مي‌شود بيشتر از مناطق روستايي،شهرهاي کوچک يا حاشيه‌نشين‌هاي شهرهاي بزرگ است. ما 10 تا 15 ميليون حاشيه‌نشين‌ در اطراف کلان شهرها داريم که در فقر بدتر از روستا بسر مي‌برند.

گروه ديگر قشر متوسطي هستند که در طول سالهاي اخير متاثر از ميراث دولت قبل يا زير خط فقر رفته يا منافع‌شان تحت الشعاع قرار گرفته است و احساس خسارت مي‌کنند، تحليل دقيقي ندارند و فرصت مطالعه هم ندارند که بدانند بر سر اقتصاد و فرهنگ و اخلاقيات ما چه گذشت و نمي‌دانند که اين اوضاع همان پس‌لرزه‌هاي عملکرد گذشته است. اکنون دولت مشغول ساماندهي و آواربرداري از ويرانه‌اي است که تحويل گرفته است.

اين گروه هم در فضاي مجازي تا حدودي حضور دارد و از طريق رسانه‌ها و چهره به چهره بايد برايشان توضيح داد. با اين تلاش اگر مثلا 30 تا 50 درصد آنها نيز توجيه شوند و پاي صندوق بيايند اهميت پيدا مي‌کند.

گروه ديگر، از نخبگان و فعالان سياسي و دگرانديش هستند که ديدگاهي متفاوت و با خود نظام مشکل دارند؛ بايد به شکلي خاص با آنها وارد گفت‌وگو شد و هشدار داد که اگر حتي اين نظام را قبول نداشته باشيد به وطن و ايران که علاقه‌مند هستيد و مي‌دانيد که کشورتان از ديرباز در مرز چه خطراتي از جانب طمع‌ورزي دشمنان از شرق و غرب عالم بوده است. همه اينها ايجاب مي‌کند که حساس باشيد و حتي اگر نظام را قبول نداريد به خاطر وطن‌تان هم شده از اين ملت دفاع کنيد. بخصوص کسي که اسم خود را روشنفکر مي‌گذارد ولي با اين نظام مشکل دارد بايد خود را نسبت به مردمش متعهد بداند. اولا شرايط را خوب درک کند و در ثاني جلوتر از مردم مسايل و مخاطرات را ببيند و پيش‌بيني و پيشگيري کند. به آنها هم با اين رويکرد بايد صحبت شود که قدر فرصت‌هاي زودگذر و غيرقابل برگشت تاريخي را بدانند و آنها را از دست ندهند. ما نبايد  کشورمان، قهرمان سرمايه سوزي و فرصت سوزي باشد.

شعار شما در دوران انتخابات رياست‌جمهوري سال 84 موضوع حقوق شهروندي بود؛ الان بخشي ار آراي خاموش منتقدان به حصر و مسايل حقوق بشري هستند،  پاسخ شما چيست؟

به آنها مي‌گويم من هم مثل شما منتقد هستم اما سياست نسبي است، سياه و سفيد، همه يا هيچ نيست.اگر با همين دلايل  نقض حقوق بشر که من هم شعار اصلي انتخاباتم بوده، اگر نسبي برخورد نکنيم با خسارتهايي مواجه مي‌شويم که از غفلت خود پشيمان خواهيم شد و خسارت اصلي را البته خود مردم خواهند داد.از قضا اين گروه گروه‌هايي هستند که اصلاح طلبند و نظام را هم قبول دارند. قسمت قابل توجهي از اصولگرايان معتدل و اصيل هم فکر مي‌کنم در اين گروه باشند که با اين نوع برخوردهاي غيرقانوني و ناقض حقوق شهروندي مخالفند. با اين گروه راحت‌تر مي‌شود گفت‌وگو کرد؛ چون پايبند به قانون اساسي و نظام هستند، رئيس‌جمهور در مورد موضوع حصر مي‌تواند تذکر قانون اساسي بدهد که بنده هم ضروري مي‌دانم اگر لازم شد آقاي روحاني اين اقدام را انجام دهد. از سويي اين نويد را به خود و به مخاطبانم دارم که اگر يک انتخابات باشکوه، با شرکت حداکثري مردم که آگاهانه به اين دولت راي دهند  و انتخابات سالم و قابل قبولي مثل سال 92 و نه سال‌هاي 84 و 88 باشد،  و دولتي قوي با راي قاطع مردم انتخاب شود، با مجموعه شرايطي که بعد از اين انتخابات پيش مي‌آيد که نظام از يک اقتدار بيشتري برخوردار شده و به دنيا اعلام مي‌کند 70 درصد مردم حائز شرايط بوده و پاي صندوق راي آمده‌اند، فکر مي‌کنم اين موقعيت باعث شود هم رئيس‌جمهور به عنوان مجري قانون اساسي دل و جرات بيشتري پيدا کند

پاسخ شما به آنها که ميگويند چرا راي به روحاني چيست؟

در يک انتخابات به طور نسبي سالم‌تر و مردمي‌تر در سال 92، آقاي روحاني انتخاب شده و مورد احترام مردم است؛ به جاي اينکه با يک نظامي يا يک پوپوليسم مواجه باشيم، با يک حقوقدان روشن‌بين و داراي عقلانيت سروکار داريم. کسي که دنيا را مي‌شناسد، اعتماد به نفس دارد و مي‌تواند با دنيا به مذاکره بنشيند و از منافع ملي دفاع کند، با کسي سر و کار داريم که از دين سوءاستفاده‌هاي سياسي نمي‌کند، عملکرد او نيز با شاخص‌هايي که بطور رسمي اعلام شده قابل توجه است.

خطر راي ندادن به روحاني را چه مي‌دانيد؟

از همان فرداي بدون روحاني، فضاي لمپنيزم در جامعه و حضور گروههاي فشار در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي، دانشگاهها و عرصه‌هاي سياسي و گسترش بي‌اعتمادي در سطح جامعه رخ مي‌دهد. فرداي بدون روحاني يعني تورم بي‌مهار و رکود بيشتر در بخش اقتصاد و معکوس شدن همه دستاوردهاي دولت. از سويي فضاي جهاني هم به راحتي نمي‌پذيرد که يک دولتي که اين موفقيتها را در ديپلماسي، اقتصاد  و جلب اعتماد عمومي داشته است به ناگاه جاي خود را به کسي بدهد که تکرار دولت احمدي‌نژاد باشد. پذيرش آن در داخل و در سطح افکار جهاني سخت خواهد بود.

من توصيه‌ام در مورد شرکت حداکثري مردم در پاي صندوق‌هاي انتخاباتي را از خودم شروع کردم، توصيه‌ام اين است که سر از پا نشناسيم، قدر فرصت‌ها را بدانيم، به همه دوستان و هموطنانم توصيه کنيم که با هر نگاهي که به سياست دارند؛ چه نگاه اعتقادي، سياسي، ملي و يا نگاه اخلاقي به سياست باشد، پاي صندوق‌ها بيايند؛ چون فرصت‌ها بسيار فرصت حساسي است؛ در يک نقطه عطف تاريخي هستيم و خداي ناکرده دوره خسارتبار گذشته تکرار مي‌شود؛ در دنيايي که همه چيز در حال تحول است ما بايد طوري انتخاب کنيم که رويکرد ما به سمت آينده‌اي بهتر باشد و اين شدني است. فقط با راي حداکثري مردم و رايي که آگاهانه به داوطلب اصلح و کانديداي اصلح داده شود امکانپذير مي‌شود.

یک پرسش و چند پاسخ

آیا افزایش ١٠٠ درصدی درآمدهای مالیاتی امکانپذیر است؟

علی فاضلی، رئیس اتاق اصناف: واحدها در پرداخت مالیات فعلی مشکلاتی دارند، حالا چگونه برخی‌ها از رشد مالیات به صورت غیرمنطقی حرف می‌زنند.
علی طیب‌نیا، وزیر اقتصاد: اگر مالیات زیاد شود، واحدهای تولیدی کشور را ورشکسته کرده و منجر به توسعه بیکاری در کشور می‌شود.
ابوالفضل روغنی‌گلپایگانی، رئیس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی: بنگاه‌های اقتصادی با رکود دست و پنجه نرم می‌کنند و حتی توانایی پرداخت‌ ۵‌درصد مالیات بیشتر را ندارند.
تقوی‌نژاد رییس سازمان امور مالیاتی: معافیت آستان قدس شامل مالیات‌های تکلیفی و مالیات بر ارزش افزوده نمی‌شود چرا که بایستی فعالیت‌های اقتصادی شفاف و رقابت‌پذیرتر باشد.

آخرین اخبار