Live.rouhani96.ir | پخش زنده

عبدالله‌نوري در‌گفت‌وگو «‌آرمان ملي»:

مردد‌ها بدانند، يک راي هم بي‌اثر نيست

چهار روز تا انتخابات دوازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري  فضاي سياسي و اجتماعي كشور تحت تاثير رقابت‌هاي انتخاباتي به اوج خود رسيده است. در اين ميان پيام‌ها و اعلام حمايت‌ها در بين چهره‌هاي سياسي، اجتماعي و ملي تاثير مهم و ويژه اي در سرنوشت انتخابات دارد. چهره‌هاي سياسي و تاثيرگذار جريان اصلاحات در حمايت از کانديداي اصلي خود حسن روحاني، گام‌هاي  مهمي برداشته‌اند. عبدالله نوري يكي از سران جريان اصلاحات و از شخصيت هايي كه در گفتمان‌سازي و تصميم‌گيري‌هاي اصلي اين جريان نقش دارد دراين چند روز سخنان و پيام‌هاي مختلفي  درباره لزوم شركت درا نتخابات و حمايت از حسن روحاني بيان داشته است.وزير كشور دولت اصلاحات و سازندگي تاكيد دارد: «در اين دوره از انتخابات بيش از اين که اشخاص مورد بحث باشند دو جريان فکري مقابل هم هستند و مردم بايد بين اين دو جريان فکري يکي را انتخاب کنند و آمادگي پذيرش هزينه‌هاي احتمالي آن را هم داشته باشند.» او در گفت وگو با روزنامه آرمان ملي گفت: «در دوره قبل و اين دوره، جمع‌بندي مجموعه اصلاحات اين بود که حضور و انتخاب آقاي روحاني براي کشور مفيد است و مي‌تواند تاثيرگذار باشد. به عقيده من آقاي روحاني در دوره چهارساله رياست‌جمهوري، فراتر از حد انتظار ظاهر شد. با اين که چهار سال پيش هم من به آقاي روحاني راي دادم اما آنچه از آتيه کشور مي‌ديدم اين نبود و آنچه انجام شد فراتر از تصورم بود.» متن اين گفت‌وگو را مي‌خوانيد:

به نظر مي‌رسد اهميت اين دوره از انتخابات دوچندان شده است، به نظرتان چه دليلي دارد؟

بسم الله الرحمن الرحيم؛ هر دوره از انتخابات مختصات خاص خود را دارد و نمي‌توان گفت کدام دوره مهم‌تر است. اما در توضيح اهميت اين دوره بايد گفت بيش از اين که اشخاص مورد بحث باشند دو جريان فکري مقابل هم هستند و مردم بايد بين اين دو جريان فکري يکي را انتخاب کنند و آمادگي پذيرش هزينه‌هاي احتمالي آن را هم داشته باشند. اين که گفته مي‌شود سرنوشت کشور را مردم تعيين مي‌کنند به اين معناست که تک‌تک آراي ملت در تعيين سرنوشت کشور موثر است و حتي يک رأي نيز بي اثر نيست. آنچه مهم است، اين است که بايد با بررسي سوابق دو تفکر موجود رأي داد. در دوره قبل و اين دوره جمع‌بندي مجموعه اصلاحات اين بود که حضور و انتخاب آقاي روحاني براي کشور مفيد است و مي‌تواند تاثيرگذار باشد. به عقيده من آقاي روحاني در دوره چهارساله رياست‌جمهوري، فراتر از حد انتظار ظاهر شد. با اين که چهار سال پيش هم من به آقاي روحاني رأي دادم اما آنچه از آتيه کشور مي‌ديدم اين نبود و آنچه انجام شد فراتر از تصورم بود.

 عمدتا در چه حوزه‌هايي روحاني فراتر از انتظار ظاهر شدند؟

گاهي مطرح مي‌شود که آقاي روحاني تنها در حوزه سياست خارجي و برجام موفق بوده در حالي که من معتقدم ايشان در حوزه‌هاي گوناگون موفق بوده است. البته اين بدان معنا نيست که هيچ عيب و ايرادي وجود ندارد. اما اگر قرار باشد يک فرد يا يک جريان ارزيابي شود بايد همان‌گونه که نقاط منفي ديده مي‌شود نقاط مثبت هم مورد توجه قرار گيرد. معتقدم دولت آقاي روحاني در بسياري از زمينه‌ها موفقيت‌هاي چشمگيري داشته است. در بخش بهداشت و درمان و انجام طرح سلامت، در بخش کشاورزي، در بخش روستايي و رفع نيازمندي‌هاي روستاييان، در بخش نفت و گاز و پتروشيمي، حمل و نقل و موارد گوناگون ديگر. کنترل تورم مسئله بسيارمهمي است که اين دولت انجام داده است. تبعات منفي رکود نسبي در مرحله کنترل تورم را پذيرفته تا پس از آن رونق اقتصادي را همراه با کنترل تورم آغاز کند. در واقع مي‌توان سال 95 را سال آغازين رونق اقتصادي همراه با کنترل تورم ناميد. با توجه به اين که بيش از دو سال از دوره رياست‌جمهوري آقاي روحاني همراه با مجلسي بوده که نمايندگان عمدتا مخالفش بوده‌اند؛ وزير معرفي مي‌کرده به يکي رأي مي‌دادند و به يکي رأي نمي‌دادند يا استيضاح مي‌کردند و بيشتر با عدم همکاري مواجه بود. اما در کنار اينها، برجام کليدواژه بسيار مهمي بود براي حل بسياري از مسائل کشور. فکر نمي‌کنم در دوره‌اي که مرحوم مصدق در راستاي ملي شدن صنعت نفت گام برداشت، در کشور خودش، تا اين حد مورد هجمه قرار گرفته باشد. يک رئيس‌جمهور و يک دولت با هماهنگي‌ها و هدايت‌هاي لازم تلاش کردند و در يک بازي برد – برد اقدامي انجام دادند که افراطي‌ترين جريانات جنگ طلب دنيا با آن مخالف بودند اما موفق نشدند.

 اصلي‌ترين دليل تحقير برجام چيست؟

به نظرم مخالفت با برجام ناشي از يک دعواي سياسي است. حتي بحث‌هاي اقتصادي و معيشتي هم بهانه سياسي دارد يعني برخي که درپي تصاحب قدرت هستند، يک روز احساس مي‌کنند با طرح مسائل اقتصادي به اين هدف مي‌رسند، مدام از معيشت مردم دم مي‌زنند؛ درحالي که  اينان همان کساني هستند که اگر ديروز به ايشان مي‌گفتند معيشت مردم، مي‌گفتند اين بحث حيواني است و بايد به مسائل ارزشي و معنوي پرداخت و به ما اتهام مي‌زدند که دنبال مسائل مادي هستيم.  برجام، يکي از پرافتخارترين توافق‌هاي چندجانبه در تاريخ ايران است  که اين افتخار، از آن ملت و مسئولان ايران است. نبايد آن را کوچک بشماريم. برادري مي‌گويد ما نبايد مسائل نيروهاي مسلح و يا توان موشکي را با مسئله کوچکي مثل برجام مقايسه کنيم؟ اين دستاورد ملت است، چرا آن را کوچک مي‌شماريد؟ نبايد فراموش کنيم قبل از برجام چه بوديم و الان کجا ايستاده‌ايم. آقايان مدعي‌اند تحريم براي ما فرصت است، البته کسي نمي‌گويد تحريم نمي‌تواند فرصت باشد ولي بايد تعريف ارائه دهند که مثلا اگر داروي خارجي و يا دستگاه‌هاي مورد نياز بهداشت و درمان کشور و يا سيستم بانکي ما را تحريم کردند و يا براي واردات و صادرات ايران و يا صنعت توريسم محدوديت به وجود آوردند در مقابلش چه بايد انجام دهيم؟ به همين جهت جمله «تحريم براي ما فرصت است» براي من خيلي مفهوم نيست. واقعا اگر تحريم، فرصت است، چرا خودمان، خودمان را تحريم نمي‌کنيم تا از اين فرصت براي منافع کشور استفاده کنيم؟ حتما تحريم بايد اجباري باشد که براي ما تبديل به فرصت شود؟

 قشر مستضعفي که وجود دارد با شنيدن اعداد و ارقام عموما اقناع شده و چندان به منبع تامين اين ارقام توجهي ندارد. برخي معتقدند اين ضعف دولت آقاي روحاني بوده که در پاسخ به وعده‌هاي مالي رقبا نتوانسته اقناع‌کننده رفتار کند. نظر شما چيست؟

نکته درستي است. يکي از مشکلات در مفاهمه بين دولت و مردم اين است که خيلي وقت‌ها با زبان مردم صحبت نمي‌کند. مثلا مي‌گويد تورم 40 درصدي را تک رقمي کرده‌ايم. همه ملت ايران که کارشناس اقتصادي نيستند، بنابراين بايد با مثال اين را توضيح دهند. مثلا بايد گفته شود که تورم در ابتداي دولت روحاني 35 درصد بوده است که اگر قرار بود ادامه پيدا کند گوشت که الان کيلويي حدود 35 تا 40هزار تومان است مي‌شد حدود 100 هزار تومان و ده‌ها مثال از خوراک و پوشاک و مسکن و حمل‌ونقل و غيره؛ در اين صورت مردم ساده‌تر در مي‌يابند که کاهش تورم يعني چه؟ از آن طرف متوجه مي‌شوند، اگر افزايش يارانه، شروع شود، آن‌وقت تورم دوباره برمي‌گردد. همچنان که از وقتي پرداخت يارانه شروع شد، قيمت ارز هم سير صعودي گرفت. ابتداي سال 90، دلار 1050 تومان بود و آخر سال 91 شد 3400 تومان  و اين افزايش بلافاصله در همه امور کشور تاثير خود را گذاشت. من بارها به مسئولين دولتي هم گفته‌ام که، شما نتوانسته‌ايد زحمات خود را براي مردم خوب تبيين کنيد. يعني زبان مردم را انتخاب نکرده‌ايد.

 در روزها و هفته‌هاي اخير شاهد بوديم که برخي چهره‌هاي اصولگرا از جمله آقاي ناطق‌نوري هم از آقاي روحاني حمايت کردند. به نظرتان دليل اين حجم از حمايت‌ها چيست؟

به نظرم شرايط ايران بسيار پيچيده شده است. به همين دليل کساني که همه‌جانبه فکر مي‌کنند، احساس مي‌کنند نبايد بيش از اين به مردم ايران فشار آورد. نبايد تحت تاثير حرف‌هاي بدون مبناي علمي و پشتوانه تجربي قرار گرفت. شما مقايسه کنيد يک طرف آقاي روحاني است با آگاهي، توان مديريتي و تجربيات اجرايي در سطوح مختلف، از پيش از انقلاب تا الان با مجموعه‌اي از نيروهاي کارشناسي که ايشان را در دولت همراهي مي‌کنند، طرف مقابل کدام يک از اين پشتوانه‌ها را دارد؟ آگاهي کافي دارد؟ تجربه موفقي در گذشته و حال داشته است؟ کارشناسان قدرتمندي دارد؟ به نظر من، افراد معتدل جريان اصولگرا اگر جمع‌بندي کنند که در مقابل از دست دادن چنين سرمايه‌اي چه سرمايه‌ روشني دارند، به اين نتيجه مي‌رسند که اجازه ندهند اين اتفاق بيفتد. بعضي از اين کانديداها اگر حرف‌هاي معقول‌تري مي‌زدند -چه رئيس‌جمهور بشوند چه نشوند- شايد برخي از جريان‌هاي معتدل حمايتشان مي‌کردند. در همين شهر تهران کارهاي گوناگوني انجام شده که يا توجيه ندارد و يا در اولويت نيست و چه بسا شبهه‌انگيز هم باشد. اگر بخواهند همين اقدامات را براي کل کشور انجام دهند که نه توجيه دارد و نه منبع مالي، کشور نابود مي‌شود. همين مسائل براي مردم ذهنيت ايجاد مي‌کند. شما همين طرح‌ها و بدهي‌هايي را که براي شهر گذاشتيد توجيه کنيد، بعد براي کشور برنامه بريزيد.

 با توجه به فضاي بين‌المللي که به سمت تندروي پيش مي‌رود، حضور آقاي روحاني تا چه حد مي‌تواند از تاثير سياست‌هاي افراطي خارجي بر کشور بکاهد؟

به اعتقاد من نه تنها برجام از نوع سياست خارجي ما شکل گرفت، بلکه اگر ما سياست خارجي مبتني بر تعامل با دنيا داشته باشيم، مي‌توانيم بسياري از مسائلي را که مصالح ملي ما در آن تامين مي‌شود حل کنيم، حتي مسائل منطقه‌اي. تامين منافع ملي ايران ايجاب مي‌کند که دنيا احساس کند حاکميت ايران سر ستيز با دنيا را ندارد و در راستاي تعامل با دنيا گام بر مي‌دارد و اين را در دو عملکرد متفاوت، در دولت آقاي روحاني و دولت قبل از آن، شاهد بوديم. در دولت قبل از آقاي روحاني، کشوري که داشت در دنيا منزوي مي‌شد، ايران بود. در دوره آقاي روحاني، کشوري که اگر اجازه مي‌داديم شايد به انزواي کامل کشيده مي‌شد، اسرائيل بود. ما به دنبال چه هستيم؟ ما بايد براي تامين منافع ملي خودمان با دنيا و کشورهاي اسلامي و عربي و به ويژه با کشورهاي منطقه‌ تعامل کنيم. تا اسرائيل نتواند براي به انزوا کشيدن ما، با آنها همدست شود. دنيا يک دهکده است، مگر مي‌شود منافع خود را در اين دهکده با تقابل و دشمن‌تراشي تامين کرد؟ اگر مي‌خواهيم در اين دهکده ما هم آرامش داشته باشيم و مصالحمان تامين شود، بايد با همه دوست و در حال تعامل و داد وستد باشيم. البته در کنار اين آرامش، منافع آنها هم تامين مي‌شود. بايد دنيا نسبت به ايران احساس امنيت کند. اگر امنيت باشد، سرمايه‌گذار داخلي و خارجي مي‌آيد و سرمايه‌گذاري مي‌کند. اگر شما با دنيا تعامل کنيد و آنها احساس کنند که مي‌توانند در ايران سرمايه‌گذاري کنند و بعد انرژي مورد نيازش ارزان‌تر تمام مي‌شود، نيروي انساني مورد نيازش، هم کارآمد و مجرب و هم ارزان‌تر است، چرا نيايد؟ براي ما، هم درآمدزا و هم اشتغال‌زاست. چنين وضعيتي در سايه تعامل با دنياست. بنابراين ايران به سياست خارجي فعال و پويا و روشن نياز دارد. احساس اين نباشد که همه دنيا عليه ما بسيج هستند.

صنعت توريسم نياز به روابط حسنه با کشورها و تامين امنيت داخلي براي ايرانگردها دارد. با گسترش توريسم مي‌توان درآمد حاصل از نفت را، به درآمد دوم کشور تبديل کرد. اگر صنعت توريسم در ايران به صورت جدي دنبال و احيا شود، درآمدزايي و اشتغال‌زايي قابل‌توجهي خواهد داشت چرا که جاذبه‌هاي توريستي ايران در جهان کم‌نظير است. نمي‌توان گفت مي‌خواهيم درآمد کشور را بالا ببريم اما اگر توريسم باعث تهاجم فرهنگي شود با آن مخالف هستيم. توريستي که به ايران سفر مي‌کند مي‌خواهد آثار تاريخي ايران را ببيند. توريست، تهاجم فرهنگي نمي‌آورد بلکه بالعکس، فرهنگ ايران را به خارج صادر مي‌کند. تمام اين مسائل، در سايه بهبود روابط با کشورهاي خارجي به دست مي‌ايد.

 به نظرتان دليل ساده سازي امور از سوي برخي کانديداها چيست؟ اين که مثلا آقاي رئيسي تاکيد مي‌کند مقابله با فساد کاري سهل و ساده است؛ درحالي که ايشان دوره‌اي تصدي امور قضايي را به عهده داشت.

براي من شفاف نيست که در قوه قضاييه، ايشان چه اقدام مثبتي انجام داده است. در سازمان بازرسي، در دادستاني، در معاونت اول قوه قضاييه، در دادگاه ويژه روحانيت، چه کارنامه موفقي داشته است؟‌ اگر کانديداي رياست‌جمهوري تنها ايشان بود و من مي‌خواستم رأي دهم، يک برگه سفيد در صندوق مي‌انداختم به خاطر اينکه هيچ شناختي از ايشان ندارم. در حال حاضر هم ايشان ادعاهايي دارد که من متوجه نمي‌شوم. حرف‌هاي ايشان را نمي‌فهمم. البته ممکن است عده‌اي هم با حرف‌هاي ايشان، دلخوش شوند، ولي من خيلي نگرانم. اينکه ايشان بگويد مي‌خواهيم با فساد مقابله کنيم، خيلي خوب است اما مهم‌ترين دستگاه مبارزه با فساد، قوه قضاييه است؛ نهايتا اگر دستگاه اجرايي هم متوجه فساد شود، به قوه قضاييه ارجاع مي‌دهد. بنابراين اگر دستگاه قضايي خوب عمل کرده، پس فساد جمع شده و ايشان با چه چيز مي‌خواهد مبارزه کند؟ اگر هم فساد همچنان وجود دارد، پس ايشان در مسئوليتش در قوه قضاييه در مبارزه با فساد چه کرده است؟ آن آقا مي‌گويد از زباله، برق توليد کردم، بعد مشخص شد که تنها 4 مگاوات برق توليد شده است! آيا اين عملکرد است؟ بعد اينگونه مي‌خواهند کشور را اداره کنند؟ به عنوان جمله پاياني عرض مي‌کنم که، ان شاءالله در روز 29 ارديبهشت، همگام با برادران عزيزم، دکتر جهانگيري و مهندس هاشمي طبا، براي سربلندي و عزت ايران به آقاي روحاني راي خواهم داد.

یک پرسش و چند پاسخ

آیا افزایش ١٠٠ درصدی درآمدهای مالیاتی امکانپذیر است؟

علی فاضلی، رئیس اتاق اصناف: واحدها در پرداخت مالیات فعلی مشکلاتی دارند، حالا چگونه برخی‌ها از رشد مالیات به صورت غیرمنطقی حرف می‌زنند.
علی طیب‌نیا، وزیر اقتصاد: اگر مالیات زیاد شود، واحدهای تولیدی کشور را ورشکسته کرده و منجر به توسعه بیکاری در کشور می‌شود.
ابوالفضل روغنی‌گلپایگانی، رئیس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی: بنگاه‌های اقتصادی با رکود دست و پنجه نرم می‌کنند و حتی توانایی پرداخت‌ ۵‌درصد مالیات بیشتر را ندارند.
تقوی‌نژاد رییس سازمان امور مالیاتی: معافیت آستان قدس شامل مالیات‌های تکلیفی و مالیات بر ارزش افزوده نمی‌شود چرا که بایستی فعالیت‌های اقتصادی شفاف و رقابت‌پذیرتر باشد.

آخرین اخبار